جمعى از نويسندگان
519
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
محمدى است ، شعار خويش سازد و هم چنان كه در ابتدا به امور شرعيّه متحقّق بود ، در انتها نيز باشد و دقيقهاى از آن فروگذاشت ننمايد تا لايقِ خلافت و ارشاد تواند بود . شريعت و طريقت ، البته مى بايد تا حقيقت حاصل شود ؛ چه شريعت و طريقت به منزلهى مقدّمتينِ صغرا و كبرايند و حقيقت ، نتيجه . پس بزرگانِ طريقت فرموده اند كه : طريقت بىشريعت ، هوا و هوس و وسوسه است و حقيقتِ بى شريعت و طريقت ، زندقه و الحاد . شريعت كه احكامِ ظاهر است ، نسبت با طريقت كه روشِ خاص اربابِ حال و مكاشفات است مانند پوست است و طريقتْ لُبّ او و باز طريقت نسبت با حقيقت كه ظهور توحيد حقيقى است ، به منزلهى پوست است و حقيقت مغز او . چنان چه بى پوست ، مغز به كمال نمى رسد ، حقيقت نيز بى وسيلهى شريعت و طريقت حاصل نمى شود . حاصل كلام آن است كه نزدِ محققان ، شريعت و طريقت ، وسايل و آلات و اسبابِ حصول حقيقتاند . به عنوان مثال ، در نماز آنچه از مقدمات ، شرايط ، واجبات و اركان در رساله هاى عمليه آمده كه مربوط به عموم مردم است و انجام آن مستلزم رفع تكليف و ترك عمدى آن موجب فسق و چه بسا به عنوان كفر تلقى شود ، شريعت ناميده شده است . در پس اين ظواهر ، باطنى در كار است كه بيان كيفيت و كمّيت آن از عهده رسالههاى عمليه ساخته نيست . ميزان اخلاص ، حضور قلب ، حال و هواى عبادت و بندگى به گونهاى كه حلاوت و لذّت آن را احساس كند و جمعا مسائلى كه شخص را به خداوند نزديك مىكند و به روح او عروج مى بخشد ، طريقت ناميده مىشود . گاهى چند نفر در يك صف ، نماز مى خوانند كه همه از نظر رعايت شرايط ظاهرى در يك سطح قرار دارند ، ولى فاصله ارزش نماز آنها در نزد خداوند از زمين تا آسمان است . و حقيقت نماز اين است كه نماز گزار به معناى واقعى كلمه ، انقطاع از غير براى او حاصل شود . و هيچ چيزى را غير حق متوجه نشود . عين القضاه همدانى نيز در تمهيدات ص 350 و 351 مى گويد : از نظر صوفيه حكم شريعت تا آنجاست كه قالب و بشريت بر جاى باشد كه حكم خطاب و تكليف بر قالب است اما كسى كه قالب را بار گذاشته باشد و بشريت افكنده باشد و از خود بيرون آمده باشد تكليف و حكم خطاب برخيزد كفر و ايمان بر قالب تعلق دارد آنكس كه تبدل الارض غير الارض او را كشف شده باشد كه زمين همان زمين نيست ، قلم امر و تكليف از او برداشته شود كه « ليس على الخراب خراج » در ماليت بر زمين خرابه مالياتى نيست . چون اين اعتقاد صوفيه با قرآن و سنت مخالف بود سعى كردند دلايلى براى توجيه آن بياورند يكى از مهمترين آياتى كه به آن استناد مى كنند آيه شريفه و « اعبد ربك حتى ياتيك اليقين » است . ( يعنى پروردگارت را